جرم محال

  اگر وضع مجني عليه و يا وضع وسائل ارتكاب جرم طوري باشد كه تحقق جرم عليه او محال باشد هرچند كه مجرم تمام كوشش خود را كرده باشد آن جرم را جرم محال گويند مانند خالي كردن تير به مرده به گمان حيات او و يا شليك كردن با تفنگ خالي به گمان اينكه خالي نيست.

منبع: ترمينولوژي حقوق

جرم معلق

  جرمي است كه علت خارجي (خارج از اراده ي مجرم) مانع به نتيجه رسيدن مَساعي مجرم گردد مثل اينكه با تفنگ به طرف كسي نشانه گيري كند ولي ثالثي دستش را بگيرد و مانع تمام شدن فعل او گردد. در جرم عقيم مساعي مجرم تمام مي شود.  منبع: ترمينولوژي حقوق

جرم عقيم

  جرمي است كه تمام عناصرجرم را دارد ولي به علتي نتيجه ي مطلوب وي صورت خارجي پيدا نكند؛ چنانكه به قصد قتل احمد تيري به سوي او رها كند ولي به ديوار اصابت كند. تجري در فقه گاه با جرم عقيم يكي مي شود . در شروع به جرم ،‌بزه كاملاً محقق نشده است پس با جرم عقيم فرق دارد . تحقق نتيجه در جرم عقيم ، محال نبوده است پس با جرم محال تفاوت دارد.

منبع: ترمينولوژي حقوق